تبلیغات
كـــــــــــــــــــــــــوپه - اشک خدا.............
كـــــــــــــــــــــــــوپه

اشک خدا.............

سه شنبه 31 مرداد 1391

زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می گریست . فرشته ای فرود امد و به زن گفت : ای زن من از جانب خدا آمده ام .

رحمت خدا بر آن است که تنها یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد.از خدا چه میخواهی ؟

زن گفت : از خدا میخواهم پسرم را شفا دهد.فرشته گفت پشیمان نمیشوی؟زن پاسخ داد نه! فرشته گفت : پسرت اینک شفا یافت ولی تو میتوانستی بینایی چشمان خودت را از خدا بخواهی !

زن لبخندی زد و گفت تو درک نمیکنی ! سالها گذشت و پسر بزرگ شد.پسر ازدواج کرد و روزی به مادرش گفت :مادر نمیدانم چطور بهت بگم ولی زنم نمیتواند با شما زندگی کند میخوام یه خونه برات بگیرم که بری اونجا !

 مادر به پسرش گفت : نه پسرم من میخواهم برم خانه سالمندان با هم سن های خودم راحتترم.

زن از خانه بیرون آمد کناری نشست و مشغول گریه کردن شد فرشته بار دیگر فرود آمد و گفت :ای زن دیدی پسرت با تو چکار کرد ؟ حالا پشیمان شدی ؟ میخواهی او را نفرین کنی ؟ مادر گفت : نه پشیمانم و نه نفرینش میکنم ! تو شی میدانی اخه ( مادرش همدانی بوده !) فرشته گفت : ولی باز هم رحمت خدا شامل حالت شده و میتوانی آرزو کنی.ایا بینایی چشمانت را از خدا میخواهی ؟ درست است؟

زن گفت نه ! فرشته با تعجب پرسید : پس چی ؟ زن  جواب داد : میخواهم عروسم زن خوب و مادر مهربانی باشه و بتواند پسرم را خوشبخت کند اخه دیگه من نیستم که مراقب پسرم باشم.

اشک از چشمان فرشته جاری شد و  از اشک هایش به چشمان پیرزن ریخت و زن بینا شد و اشک های فرشته را دید و پرسید :تو گریه کردی ؟ مگه فرشته هم گریه میکنند ؟

فرشته گفت : بله وقتی تنها زمانی گریه میریزیم که خدا گریسته باشد!

زن پرسید مگه خدا هم گریه میکند ؟

فرشته پاسخ داد :


خدا اینک از شوق آفرینش موجودی به نام مادر در حال گریستن است....


Can you have an operation to make you taller?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 11:19 ق.ظ
Wow that was strange. I just wrote an really long comment but
after I clicked submit my comment didn't appear. Grrrr...
well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say
fantastic blog!
Why does it hurt right above my heel?
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:26 ق.ظ
Very energetic post, I liked that a lot. Will there be a part 2?
trudiselway.blogas.lt
سه شنبه 24 مرداد 1396 10:40 ق.ظ
What's up, I wish for to subscribe for this blog to
obtain latest updates, therefore where can i do it please
assist.
پنجشنبه 9 شهریور 1391 10:01 ق.ظ
سلطان غم مااااااااااااااااااااااااااادر!
مهرداد
سه شنبه 7 شهریور 1391 08:21 ق.ظ
این متن خیلی روی من تاثیر گذاشت و دیگه از این رو به آن رو شدم.
قول میدم
چهارشنبه 1 شهریور 1391 10:15 ب.ظ
مگه دستشویی عمومی داریم!!!!!!
چهارشنبه 1 شهریور 1391 05:33 ب.ظ
بجه ها یه سر به تور مجازی دانشگاه علم وصنعت بندازید http://vt.iust.ac.ir/
حالا دانشکده راه اهن را روش کلیک کنید
حالا با دستشویی عمومی که دانشگاه اصفهان درست کرده مقایسه کنید ادم را غم میگیره
چهارشنبه 1 شهریور 1391 02:29 ب.ظ
ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان!
چهارشنبه 1 شهریور 1391 01:09 ب.ظ
(گریه ی حضار)
سه شنبه 31 مرداد 1391 08:58 ب.ظ
فیلم هندیه؟
سه شنبه 31 مرداد 1391 09:23 ق.ظ
به افتخار همه مادرا یه کف مرتب
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
io78y8uyu89iuioo