تبلیغات
كـــــــــــــــــــــــــوپه - صندلی داغ 3...............
كـــــــــــــــــــــــــوپه

صندلی داغ 3...............

شنبه 30 اردیبهشت 1391

سلام ............ ازقدیم گفتن چاه مكن بهركسی.............
آخه دفعه قبل خودم به علیرضا اصرار كردم تا خانم جوانمردی رو انتخاب كنه ....
پس محمدجواد كیمیاگر این هفته میره رو صندلی.......
فقط زیاد اذیتش نكنید


javad
جمعه 26 خرداد 1391 12:31 ب.ظ
بهترین شعری که خوندم:
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان

که دل اهل نظر برد که سریست خدایی

پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند

تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی

حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان

این توانم که بیایم به محلت به گدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی

روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا

در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن

تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد

که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده

نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

از: سعدی
دوشنبه 8 خرداد 1391 10:38 ب.ظ
ببین تو مثال که مناقشه نیست...میگن مثال از یه جهت نزدیک میکنه از هزار جهت دور.پس نخواه برای همه چیز مثال یه معادل پیدا کنی که این پس یعنی اون،این یکیم یعنی اون یکی و به همین ترتیب همه چیز رو معادل سازی کنی.تو اگه مثال منو فهمیدی جدا و به تنهایی،بشین فکر کن ربطش چی بود.
مهرداد
یکشنبه 7 خرداد 1391 11:09 ب.ظ
هر یک ازما داریم از جنبه های گوناگونی به قضیه نگاه می کننیم که خیلی هم خوبه ولی من هم هنوز نفهمیدم چرا بعضی از اتفاقات کربلا مایه ی خفته.
اما ای کاش دوستان نامشون هم می نوشتند.من هیچ وقت اصرار به این موضوع نداشتم ولی این کار باعث میشه یه خورده محترمانه تر با هم صحبت کنیم.
یکشنبه 7 خرداد 1391 09:39 ب.ظ
من فقط میدونم که بد حرف میزنی و توقع داری همه حرفتو قبول کنن و وقتی حرفت رد میشه بقیه میشن کج فهم.
بله منم پی بردم که اصلا حرف همدیگه رو نمیفهمیم. اگه از دوستان کسی هست که حرف شما رو فهمیده باشه خوشحال میشم واسه منم بگه.
همون بی نام
یکشنبه 7 خرداد 1391 01:07 ب.ظ
آخه آدم عاقل من اینو گفتم؟خیلی کج فهمی.اگه کسی از دوستان حرف منو فهمید به این دوستمون بفهمونه.ظاهرا ما حرف همو نمیفهمیم...باشه من اصراری ندارم چیزی رو به شما بفهمونم.فقط ای کاش یه ذره،فقط یه ذره میخواستین که بفهمین.من دقیقا به خاطر همین کج فهمیا اسممو ننوشتم.چون من تو جایی زندگی میکنم که مردمش از تهمت زدن،برچسب زدن هیچ ابایی ندارن،غیبت و دروغ حرفای عادیشونه و تعصب کورکورانه رو هر چیزی دارند.ذهن متعصب مثل مردمک چشم میمونه،هرچی بیشتر بهش نور بتابونی تنگ تر میشه.گفتیا رو گفتیم.حرفی دیگه برا زدن نمونده در آخر حرفامو با یه جمله از دکتر شریعتی تموم میکنم.
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش،زخمهایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند.
یکشنبه 7 خرداد 1391 12:26 ق.ظ
که شهادت بده...خیلی خوب من قانع شدم از این حرفای عاقلانه ی شما. تو شهادتو میاری پای یه کار حرام. جدا که....
یکشنبه 7 خرداد 1391 12:04 ق.ظ
خودم رو میگم به عنوان مثال(مثال-مثال-مثال) خدایی نکرده زبونم لال بلا تشبیه...خودم رو میگم.فرض کن برای ارزشمندترین هدف ها و والاترین ارزشها مجبور بشم یک کار حرامی بکنم مثلا یه چیزی بخورم.خب؟حالا کار من ارزشمند...هدفم متعالی و بلند ولی بازگویی کاری که کردم منو سربلند میکنه؟آبرومو بیشتر میکنه یا آبرومو میبره؟ماهیت اون چیز بد که عوض نمیشه.
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 11:56 ب.ظ
من فکر میکنم جواب شما رو در دوتا نظر پایین تر از آخرین نظر مهرداد دادم...کار امام حسین رو اگه نفهمی برای چی بوده،بیهوده میدونی.اگه هدفشونو نفهمی یه خودکشی برداشت میکنی،نه بیشتر.ولی وقتی امام رو بشناسی،هدفش رو بفهمی این کارش ارزشمند میشه.اونوقت دیگه اسم این عمل رو خودکشی نمیزاری که حرام است،جهاد و فداکاری میزاری که دستور دین است.در جهت این کار و حرکت تاریخ ساز و فداکارانه و ارزشمند امام،ظلم هایی در حق ایشون شد.امام فداکاری کرد و خودشون و یارانشون شهید شدن و خانوادشون به اسارت رفتند.ارزش کار امام در فداکاری بود که کردند.این کار امام به اون شهادت ارزش میده.خب؟ولی اتفاقاتی که برای امام افتاد رو عوض نمیکنه.بازگوییه اون اتفاقات چه فضیلتی به امام اضافه میکنه؟غیر از اینکه قسمت تاریخی رو یادآوری میکنیم که اعمال یزیدیان بوده؟ماهیت اون اتفاقات که عوض نمیشه؟منو مجبور نکن یه مثال ملموس بزنم که منظورم رو بفهمی.چون مثال ملموسش خوب نیست.
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 11:25 ب.ظ
شاید در جایی بنا به شرایط و موقعیتی از ائمه این سخنان شنیده و نقل شده.قطعا هدف امامانه بعد از امام حسین زنده نگه داشتن نهضت عاشورا و دنباله روی راه اون امام بوده .من جوامع الحکایت رو نخوندم ولی عجیب نیست با فرض درست بودن حرفت آقا جواد از عاشورا در اون کتاب حرف زده شده باشه.ولی چیزی که من میگم اینه که امامان هر ساله شهادت امامان قبل از خود رو سوگواری نمیکردند.اسلام دین پویایی و نشاط و تحرکه.ولی ما داریم غم رو ترویج میکنیم.داریم جامعه رو به سمت افسردگی و خماری میل میدیم.اخیرا شهادت حضرت ام کلثوم و وفات ام البنین و اینا هم به مجموعه روزای عزامون اضافه شده.اون قدر به این حاشیه ها پرداختیم که از اصل دین باز شدیم.نمیدونم اینو شنیدی؟وقتی امام زمان میان همه میگن این یه دین جدید آورده...
درضمن من سرشماری نکردم هر ساله در محرم چند نفر شیعه میشن ولی میدونم این قمه زنیا خیلیا رو از اسلام فراری داده...میدونم دور و بریام خیلیا که بسلمون بودن از دین زده شدن...میدونم خیلی از اروپایی هایی که مسلمون میشن،سنی میشن.میدونم در کره زمین،مسلمون ها و در میان مسلمون ها،شیعه ها یکی از عقب مونده ترین اقوام هستند.
شنبه 6 خرداد 1391 11:24 ب.ظ
baba bi khial shin dige.ahhhhhhhhhhhh
شنبه 6 خرداد 1391 10:10 ب.ظ
منم خوشحال میشدم اگه جایی ممکن بود درباره ی این موضوع مفصل تر و حضوری حرف زد.
شنبه 6 خرداد 1391 10:08 ب.ظ
به بینام:
نمیدونم من بد میگم یا شما درست متوجه منظورم نمیشید.
ما خودمون رو از عاشقان امام میبینیم. چرا؟ نه به خاطر اینکه در جنگی نابرابر به شهادت رسیدند. نه به خاطر ستم ها و سختی هایی که بر ایشان رفت.
دلیل ما هدف جهاد ایشان و ارزشهایی بود که برای برپاداشتن اونا قیام کرد.اول به خاطر بر پا داشتن دینی که ذات ان راستی و درستی تمام و کماله...کاری ندارم که امروز به اسم دین چه کارها که انجام نمیشه و کی راضی و کی ناراضی هست. من دارم از باورهای خودم حرف میزنم. خب این یعنی چی؟ یعنی اینکه به خاطر اون هدف طلایی شهادت و همه ی این فداکاریها رو هم مقدس میبینیم. اگر مقدس میبینیم پس به انها نمیگوییم خفت.
نه فقط برای من و شما که خواه ناخواه شیعه به دنیا اومدیم بلکه به هر انسان حق پرستی چه یهودی چه مسیحی چه...از ارزشی که الگوی مذهبی ما برای به پا داشتنشان جنگید حتی اگر شهید شد اما ساکت ننشست بگوییم ناخوداگاه عاشق او میشود.
مگر وقتی به شما میگن ژاندارک دختری ازادیخواه بود از مردم فرانسه که فعالانه با وجود همه ی ممنوعیت هایی که وجود داشت باز هم به تلاش و مبارزه ی خودش ادامه داد و هرچند دست اخر به دست مخالفین در یکی از میادین جلوی چشم عموم اعدام شد درباره ی او احساس حقارت و کوچکی میکنی چرا که قبل از پیروزی انقلاب فرانسه کشته شد؟ یا به حال او غبطه میخوری که در راه عقیده اش مرده ؟
از او نگفتم که امام حسین رو با اون مقایسه کنم .خواستم روشن کنم که عزاداری ما که در واقع نمادی از بزرگداشت اوست هرچند گاهی وقتا به دلیل کوتاه فکری اشخاصی بد برگذار میشه دلیل نمیشه بد و غیر منطقی باشه و فقط کمی تجدید نظر لازم داره.
javad
شنبه 6 خرداد 1391 08:01 ب.ظ
ج بی نام
با این حرفا معلوم شد هیچی نمیدونی و فقط می خوای با تکثر نظر عقیدتو ثابت کنید....
عزاداری بدعته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با مدرک حرف بزن...
امام صادق(ع)یه کتاب داره به نام جوامع الحکایت که ۱۰۰صفحه اش مقتل و روضه هست...ص۳۵ فرمودن:(برای چنین حسینی باید گریبان چاک داد و صورتهارو خراشید)....شیخ توسی تو کتاب التهذیب ص۲۴۳ گفته امام زمان واسه عمه شون زینب خون گریه میکنن........بازم بگم.....واقعاکه.....
تازه این عزاداری ها واسه بدبختیهای خودمونه...آقا که محتاج عزاداری نیست...
میدونی هر سال تو محرم چندنفر شیعه میشن؟؟
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 01:49 ق.ظ
تشکر از مهرداد ولی
اولا در هیچ یک از متون و کتب به جا مانده از مورخین و یاران امامان معصوم ذکر نشده که امامان،شهادت های هم رو عزاداری میکردن.هیچ یک از امامان،شهادت امامان قبل از خودش رو سالگرد نمیگرفته.(حرف خودم نیست).لزا امامان بر هم سوگواری نمیکردند.این عزاداری ها رسم نوینیست در دین.
دوما هر برداشتی اگه درست باشه و جنبه سازندگی و آموزندگیش بیشتر از جنبه مخربش باشه،مهم و با ارزشه.اگه اون طوری باشه.
مهرداد
شنبه 6 خرداد 1391 01:14 ق.ظ
از آقا جواد به خاطر انتخاب خوب و حساب شده ی مهمان بعدی تشکر می کنم.
مطالبی که دوستان نوشتند برای من که خیلی مفید بود فقط ای کاش بعضی جاها مراعات همدیگر رو می کردیم.
اما چند جواب به مطالب پایین
اول آنکه از دیدگاه خود امامان جایگاه امام حسین متمایز است و نوع شهادت ایشان دلیل اشک سایر ائمه نیز است.
دوم اینکه قبول دارم انحراف عزاداری های ما بیشتر از فواید اون هاست و اصلا به طور کلی اصل موضوع فراموش و فرعیات جای آنها را گرفته.
سوم آنکه این شخصیت ها مانند سفره های آسمانی هستند و هر کس به حد توان خود از اونها بهره می بره و هیچ اشکالی نداره که هرکس هر چیز که دوست داره از سر سفره برداره.یکی دوست داره به جنبه ی احساسی کربلا نگاه کنه و یکی دوست داره به جنبه عقلانی کربلا بنگره ولی از نظر من ترکیب این دو بهترین حالت است چون هر کدام سازندگی خودشان را دارند.
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 01:05 ق.ظ
خیلی خوشحال میشم با هم و کنار هم بشینیم و صحبت کنیم
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 01:02 ق.ظ
از دست دادن سر و دست و پا به تنهایی هیچ فضیلتی که نیست تازه جهالت هم هست ولی هروقت این کار سمت و جهت و هدف پیدا کرد ارزشمند میشه.در اسلام این نیت هاست که به کارها ارزش میده.شما یک نماز رو میخونی ولی نیت هر نماز فرق داره.روزه و ... هم همین طوره.تو امامتو بشناس،اون هدف رو بشناس اون وقت اشک غرور میریزی نه اشک از سر دلسوزی.وقتی تو به عظمت شخصیت امام پی ببری دیگه حتی شرمت میشه بگی به تنهایی حسین دیگه چه برسه به اینکه بخوای شرح ماوقعه شهادت بدی که شمر اومد و... .برا امامت حرمت قائل میشی.
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 12:52 ق.ظ
به اسممون مسلمونه...
اولا من هرچی میگم نظر شخصیمه و نظر هرکس برای خودش محترمه.ولی دین اینا دین منم هست.همه ما در قبالش مسئولیم.نباید بزاریم این سرگرمیای پوچ ما رو از زندگی و هدفمون باز کنند.دوما اگه سیلی زدن و... مایه تحقیر نیست پس مایه افتخاره؟این کار چه فضیلتی داره که نقل مجلس مداحا شده؟غیر از اینکه اشک در میاره؟حضرت زهرا محتاج اشک و دلسوزیه ما هستن؟حضرت زهرا کی بودن که پیامبر که رحمت للعالمین بودن میگن فاطمه ام ابیها؟خدا همه چیز رو به خاطر ایشون خلق کردن...حالا ما این نور مقدس رو در حد یه باغ فدک و یه سیلی پایین میاریم؟حالا گریه میکنی که فلانی سیلی زد.خب اون غلط کرد زد تو چرا هر سال اینو زنده میکنی؟یاد چیو میخوای زنده نگه داری؟
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 12:40 ق.ظ
بر منکرش لعنت که کربلا چیزی جز عزت و عظمت نبود...حضرت زینب هم گفت جز زیبایی ندیدم ولی کی گفته تن بی کفن عزته؟مثل اینه که تو بگی سیگار کشیدن بده ولی اگه فلانی بکشه خوبه.ماهیت بد عوض نمیشه...اونچه که مشخصه اینه که اگه وقایع کربلا در جنبه ظاهری تاسفبار و دلخراش نبود از اون به عنوان فاجعه یاد نمیشد.پس همه این بدی و فاجعه آمیز بودنشو قبول دارند حالا شما میخوای هتاکی های یزیدیان رو هر سال یادآوری کنی؟شما مسلمونی؟تبلیغ چیه این؟
همون بی نام
شنبه 6 خرداد 1391 12:34 ق.ظ
دقیقا نکته اینجاست که بدونیم برای چی گریه میکنیم...ولی آیا واقعا ما اماممونو میشناسیم؟مگه امام حسین چه فرقی با امام باقر دارند؟یا امام موسی کاظم؟یا امام علی نقی؟و...اونا هم حجت خدا روی زمین بودن،نفس اونا رو هم گرفتن ولی چقدر از اونا میدونیم؟چرا؟از اونا چقدر برامون گفتن؟هیچی...چرا؟چون با اونا نمیشه اشک ملت رو درآورد.حضرت ابالفضل برادران دیگری هم داشتند که در کربلا شهید شدند.مگه اونا برادر امام حسین نبودند؟مگه فرزند علی نبودند؟اما چند نفر از ما حتی اینو میدونستیم؟حتی اگه امام رو نشناسیم ولی حرفش رو بفهمیم باز هم برامون بسه.اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...ولی اینو هم نفهمیدیم.
تو هیئت ها صدا تبل هر دسته ای بلندتر باشه ثوابش بیشتره.یا علی میگه و میکوبه به تبل ساعت 12 شب.حق الناس چیه؟
همون بی نام
جمعه 5 خرداد 1391 11:53 ب.ظ
اولا جواب اون دوستی که گفته"وظیفه ما گفتن حقیقت نتیجه با ما نیست پس من و تو مسیول نتیجه گیری نیستیم"...اینی که شما میگی رسالت مورخینه نه ما.مورخین موظفند به طور بی طرفانه به هر قضیه نگاه کنند.اما منو شما حقیقت رو چگونه دیدیم؟آیا همه حقیقت انسانی بود مظلوم که ظلم و نامردی در حقش به اوج رسید؟همین؟حضرت زینب برای چی در هر مجلسی سخنرانی میکرد؟چون مسئول بود در قبال درست جلوه دادن نتیجه...همون نتیجه ای که شما از درست جلوه دادنش شونه خالی میکنی.
جمعه 5 خرداد 1391 11:19 ب.ظ
sandalie daghe baadi bashe va3 bade emtehana....khaste shodim.
javad
جمعه 5 خرداد 1391 10:58 ب.ظ
صندلی داغ بعدی با کمی وقفه وهرموقع شما خواستین برگزار خواهد شد واما مهمان بعدی کسی نیست جز.............................................................................................................................................................................................کسی که خیلی خیلی دوسش دارم ...............[خانم ...خانم....خانم....درست حدس زدین...مهرداد کریمی
javad
جمعه 5 خرداد 1391 10:52 ب.ظ
خوب دیگه جمع کنین اینارو........
چقدر شریعتی داشتیم تو کلاس و نمیدونستیم.........در آخر این برنامه از همه همکلاسی های عزیزم کمال تشکر را دارم.ویک معذرت خواهی ویژه از خانم جوانمردی دارم که بواسطه صندلی داغ من وبی بصیرتی بعضیا ناراحت شدن
amin.N
جمعه 5 خرداد 1391 09:03 ب.ظ
فکر کنم شما هم افراطی حرف میزنی(اسممون مسلمونه...).درسته که از دست دادن اعضای بدن در هر صورت خفت نیست.منم قبول دارم.اگه کسی در راه ارمانش از عزیزترین چیز هاش بگذره خیلی هم قابل ستایش هست.اما حسین(ع) رفت که راهش بمونه.تنش رو.سرش رو.عزیزترین کسانش رو داد که راهش و عقیدش بمونه وجاودانه بشه نه اینکه اعضای بدنش جاودانه بشن.ما راهش رو حرفش رو گذاشتیم کنار چسبیدیم به دست و سر و ضریحش
جمعه 5 خرداد 1391 08:49 ب.ظ
برو بابا تو هم ....
جمعه 5 خرداد 1391 08:24 ب.ظ
بابا ول کنید بحث صندلی داغ بودآ
فکر کنم جواد هم فرار را به قرار ترجیح داد برگرد پسر
اسممون مسلمونه ولی رسممون...
جمعه 5 خرداد 1391 07:41 ب.ظ
شمایی که نوشتی "قطعا این جنبه ی فاجعه امیزش اونو خاص نکرده پس اینقدر بهش بها ندین" ...
اخه این چه طرز بیان کردن حرفه؟ شما اگه حرف درستی هم داشته باشی با بیان ناشیانه و غلط اونو نوعی توهین یا بی حرمتی به ساحت کسی که قبله ی ازادگی و عشق یه جماعت تلقی میشه جلوه میدی.
چرا؟ پس کی میخوایم یاد بگیریم با بیفکری تمام نپریم وسط که یه چیزی گفته باشیم. تعجب میکنم. اومدیم دانشگاه نه فقط به خاطر اینکه اسممون دانشجو باشه و یه مدرک بگیریم. اومدیم که یاد بگیریم به بقیه و عقایدشون احترام بذاریم.اومدیم معرفتمون رو نسبت به همه چیز زیاد کنیم .
شمایی که میگی بیکفنی خفته.سیلی خوردن حضرت زهرا خفته ویادآوری اون یاد اوری ننگ.این حرفه؟ این اعتقاده؟ بله من هم اهل افراطو قبول ندارم ولی اهل تفریطو هم نه.!!!
میگین چیزی که مایه ی خفته نه مایه ی افتخارو اینقدر بزرگش نکنین. میگین ابروی عزیزانتون رو نبرین .از دست دادن سر و دست مایه ی خفته اره؟چقدر این کلمه رو به کار بردی درباره ی چیزی که سرافرازی تمام بوده و بس.
تو میخوای بگی به جای تو سر و صورت خودمون زدن تو عزاداریها یه خورده معرفتمونو زیاد کنیم. بله منم موافقم. ولی این طرز بیان مناسب شان امامی که ازش حرف زدیم اما راهشو فراموش کردیم نیست. ادم شرمنده میشه.
تو حرفاتون یه تجدید نطر اساسی بکنید. لطفا...
A.N
جمعه 5 خرداد 1391 04:02 ب.ظ
az emam hosein hamin bas ke yad begirim marge ba ezat behtar az zendegi ba khefate.fek konam age be jaye zadan to saro surate khodemun az aghideye adamaye bozorg mesle emam hosein defa konim hameye ma be un chizi ke hosein khaste va be khateresh koshte shode residim.age rafto koshte shod vase in nabud ke 1400sal bad ma inja 10ruz karo zendegimuno tatil konimo khod zani konim,vase in bud ke rahesho harfesho aghidasho befahmim va amal konim,ama hala ke lazeme be rahesh amal konim neshestim va shoar midim .
مهرداد
جمعه 5 خرداد 1391 01:20 ب.ظ
سلام
بله شاید این اتفاق ها در جاهای دیگری از عالم هم رخ داده باشد اما آنچه کربلا را کربلا کرد افراد آن است.
اگر ما بدانیم امام یعنی چی آن وقت برای یک تار موی جدا شده اش هم گریه می کنیم چه رسد به ...
آنچه در کربلا اشک ها را جاری می کند این است که این امت نفس کسی را گرفتند که به یمن وجود او نفس می کشیدند و دست های کسی را قطع کردند که دست آنها را در دست خدا می گذاشت.
آنچه در کربلا رخ داد پیروزی خون بر شمشیر بود و برای رسیدن به معشوق باید هزینه کرد و چه معشوقی عزیز تر از خدا و چه هزینه ای والا تر از خون.
آنچه در کربلا رخ داد خفت نبود بلکه سراسر عزت بود. عزت آدمی به کفن داشتن او هنگام دفن نیست بلکه به محجوب بودن او در هنگامی است که همه عریان سر از خاک بر می دارن و آن روز حسین به بی کفنی خود می نازد.
فقط می توان گفت کربلا ، کربلاست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
io78y8uyu89iuioo